وبلاگ مذهبي
دانلود كتاب مذهبي
خرید پستی
24 آذر 1390 22:54 - نویسند: مذهبي تا کنون 747 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

خرید پستی

خوى بد و خادمان
5 بهمن 1390 16:23 - نویسند: مذهبي تا کنون 50 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

عبدالله بن طاهر پس از فوت برادرش طلحه (213 ه‍) از جانب ماءموران استاندار خراسان شد و تا زمان الواثق بالله متصدى امر حكومت بود و پس ‍ از هفده سال استاندارى در سن 48 سالگى به سال 230 وفات يافت .
عبدالله به طاهر گويد: پيش خليفه عباسى بودم از غلامان كسى حاضر نبود. خليفه غلامى را صدا زد: يا غلام يا غلام ، ناگاه غلامى ترك ، از گوشه اطاقى پيدا شد و از روى درشتى به خليفه گفت : غلامان كار ضرورى دارند از خوردن و دستشوئى و وضو و نماز و خواب ؛ هرگاه بخاطر ضرورت غائب شديم صدايت بلند شد يا غلام يا غلام ، تا كى توان گفت يا غلام !
عبدالله بن طاهر گويد: خليفه سر در پيش انداخت ؛ من يقين كردم كه خليفه سر را بلند كند سر غلام را از بدنش جدا كند!
بعد از مدتى سر برآورد و بمن گفت : اى عبدالله چون ارباب و مالك اخلاقش خوب شود اخلاق خادمانش بد شود، اكنون ما نمى توانيم كه خوى خود را بد كنيم تا خوى خادمان نيك شود. (از غضب نكردن ارباب ، خادمان سوء استفاده كنند)(571).


غيبت
27 دی 1390 14:36 - نویسند: مذهبي تا کنون 170 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

قال الله الحكيم : (و لا يعتب بعضكم بعضا) (حجرات : آيه 12)
:بعضى از شما غيبت بعضى ديگر را نكنيد.
پيامبر صلى الله عليه و آله : ان الغيبة اءشد من الزنا(572)
:همانا غيبت كردن از زنا بدتر است .
شرح كوتاه :
غيبت بر هر مسلمانى حرام و غيبت كننده گناهكار است . غيبت آنست كه كسى را به صفتى ياد كنى كه نزد حق آن غيب نباشد و يا كسى را ذم كنى در حالى كه اهل علم آنرا بد نمى دانند.
هرگاه غيبت شود و به گوش صاحبش رسيد، بايد از او حلاليت بطلبد و او را از خود راضى كند.
غيبت حسنات را محو ميكند چنانكه آتش ، هيزم و چوب را مى خورد. ريشه و سبب غيبت گاهى از حسد و يا زينت دادن كلام ، يا تسكين خشم و يا منافرت به آن شخص و امثال اينها مى شود كه همه به سلامتى نفس ضربه وارد مى كند و او را در قيامت به عذابهائى دچار مى نمايد(573).


از غيبت كننده جلوگيرى كردند
25 دی 1390 14:52 - نویسند: مذهبي تا کنون 216 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

در عصر پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مردى بر جمعى كه نشسته بودند مى گذشت . يكى از آنان گفت : من اين مرد را براى خدا دشمن دارم . آن گروه گفتند: به خدا قسم كه سخن بدى گفتى !! و ما به او خبر مى دهيم ، و به وى خبر دادند.
آن مرد به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و سخن او را بازگفت . پيغمبر صلى الله عليه و آله او را خواست و از آنچه درباره وى گفته بود پرسيد. مرد گفت : آرى ، چنين گفتم .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چرا با او دشمنى مى كنى ؟ گفت : من همسايه اويم و از حال او آگاهم ، به خدا قسم نديدم كه جز نماز واجب هرگز نماز بگذارد!
آن مرد گفت : يا رسول الله صلى الله عليه و آله از وى بپرس آيا ديده است كه من نماز واجب را از وقت خود به تاءخير اندازم ، يا بد وضو بسازم و ركوع و سجود را درست انجام ندهم ؟
پيغمبر صلى الله عليه و آله پرسيد، مرد گفت : نه ، سپس گفت : به خدا نديدم جز ماه رمضان ، كه هر نيكوكار و بدكارى روزه مى گيرد، هرگز در ماه ديگر روزه بگيرد! آن مرد گفت : يا رسول الله ، از وى بپرس آيا ديده است كه من در روز رمضان افطار كرده باشم يا چيزى از حق آن فرو گذاشته باشم ؟
پيغمبر صلى الله عليه و آله پرسيد، و او گفت : نه ، باز گفت : به خدا هيچگاهم نديدم كه به سائل و فقيرى چيزى بدهد و نديدم كه چيزى از مال خود انفاق كند مگر اين زكاتى كه نيكوكار و بدكار آن را اداء مى كنند!
مرد گفت : از او بپرس آيا ديده است كه چيزى از آن كم گذاشته باشم يا با خواهان آن چانه زده باشم ؟ گفت : نه .
آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن مرد فرمود: برخيز كه شايد او از تو بهتر باشد(574).


مجازات غيبت در روز قيامت
23 دی 1390 14:01 - نویسند: مذهبي تا کنون 295 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

شيخ بهائى عليه الرحمه مى فرمايد: روزى در مجلس بزرگى ذكر من شده بود. شنيدم يكى از حاضرين كه ادعاى دوستى با من مى كرد ولى در اين ادعا دروغ مى گفت ؛ شروع به غيبت نموده و نسبت ناروايى بمن داده بود و اين آيه را در نظر نداشت كه خداوند مى فرمايد: (بعضى پشت سر بعضى غيبت نكنيد، آيا دوست داريد گوشت مرده برادر خود را بخوريد؟ همه اين را ناخوش مى داريد(575)
آنگاه كه فهميد اطلاع از غيبت او پيدا كرده ام ، نامه بلند بالايى برايم نوشت و اظهار پشيمانى و درخواست رضايت در آن نامه كرد. در جوابش نوشتم : خدا ترا پاداش دهد بواسطه هديه اى كه براى من فرستادى ؟ چون هديه تو باعث سنگينى كفه حسناتم در قيامت مى شود!
از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود: در روز قيامت بنده اى را در مقام حساب مى آورند، كارهاى نيكش در يك كفه و كارهاى زشتش را در كفه ديگر مى گذارند، كفه گناه سنگين تر مى شود. در اين هنگام ورقه اى بر روى حسنات قرار مى گيرد، كارهاى نيكش بواسطه آن عمل زيادتر از گناهانش مى شود.
عرض مى كند: پروردگارا آنچه عمل خوب داشتم در كفه حسنات وجود داشت ، اما اين ورقه چه بود؟ من كه چنين عملى نداشتم ؟ خطاب مى رسد: اين در مقابل سخنى است كه درباره تو گفته اند و از آن نسب پاك بودى . اين حديث مرا واميدارد كه سپاسگذار تو باشم بواسطه چيزى كه بمن رسانيده اى ، با اينكه اگر روبروى من ، اينكار يا بدتر از اين را انجام مى دادى با تو مقابله بمثل نمى كردم و جز عفو و گذشت و دوستى و وفا از من نمى ديدى ؛ اين باقى مانده عمر، گرامى تر آن است كه صرف در مكافات اشخاص شود، بايد بفكر آنچه از دست رفته بود و تدراك گذشته را نمود(576).


مانع باران
22 دی 1390 16:06 - نویسند: مذهبي تا کنون 308 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

سالى در بنى اسرائيل قحطى شد، حضرت موسى عليه السلام چند بار نماز استسقاء خواند و طلب باران كرد، اما خبرى از باران نشد. خداوند به حضرت موسى عليه السلام وحى كرد: من بخاطر آنكه يك نفر در ميان شماست و سخن چين است و اصرار بر نمامى دارد، دعاى شما را مستجاب نمى كنم .
عرض كرد: خدايا آن شخص كيست ؟ فرمود: اى موسى عليه السلام شما را از غيبت نهى مى كنم ، حال خودم نمامى كنم ؟! بگو همه توبه نمايند، تا دعايشان مستجاب شود.
همه توبه كردند و خداوند باران رحمت را بر آنها نازل كرد(577). (در خبرى ديگر آمده است : كه آن شخص درباره حضرت موسى عليه السلام غيبت كرده بود و موسى عليه السلام تقاضاى شناسائى آن شخص را كرد و خداوند فرمود: من سخن چينى را زشت دارم حال خود سخن چينى كنم ؟!).


هزار تازيانه
20 دی 1390 15:13 - نویسند: مذهبي تا کنون 333 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

براى هارون الرشيد لباسهاى فاخر و گران قيمتى آورده بودند. آنرا به على بن يقطين وزير (شيعه ) خود بخشيد. از جمله آن لباسها، دراعه اى (578) از خز و طلا بافت بود كه به لباس پادشاهان شباهت داشت .
على بن يقطين آن لباسها را به همراه اموال بسيار ديگرى براى امام كاظم عليه السلام فرستاد. حضرت عليه السلام ، دراعه را توسط شخص ديگرى براى وزير فرستادند. او شك كرد كه علت چيست ؟ حضرت در نامه اى نوشتند آنرا نگهدار و از منزل خارج مكن كه يك وقت احتياج مى شود.
پس از چند روز بر يكى از غلامان خود خشم گرفت و او را از خدمت عزل كرد. همان غلام پيش هارون الرشيد سخن چينى نمود كه على بن يقطين قائل به امامت موسى بن جعفر عليه السلام است و خمس اموال خود را در هر سال براى او مى فرستد و همان دراعه اى كه شما به او بخشيديد، براى موسى بن جعفر عليه السلام در فلان روز فرستاده است !
هارون بسيار خشمگين شده و گفت : بايد اين راز راكشف كنم . همان دم در پى على بن يقطين فرستاد؛ هنگامى كه حاضر شد گفت : چه كردى آن دراعه اى كه به تو دادم ؟ گفت : در خانه است و آنرا در پارچه اى پيچيده ام و هر صبح و شام آنرا باز مى كنم و تبرك مى جويم .
هارون گفت : هم اكنون آنرابياور. على بن يقطين يكى از خدام خود را فرستاد و گفت : دراعه در فلان اطاق داخل فلان صندوق و در پارچه اى پيچيده است برو زود بياور. غلام رفت و آنرا آورد.
هارون ديد دراعه در ميان پارچه گذاشته و عطر آلود است . خشمش فرو نشست و گفت : آنرا به منزل خود برگردان ، ديگر سخن كسى را درباره تو قبول نمى كنم و جايزه زيادى به او بخشيد.
هارون دستور داد تا غلامى را كه سخن چينى كرده بود هزار تازيانه بزنند، هنوز بيش از پانصد تازيانه نزده بودند كه مرد(579).


غلام سخن چين
19 دی 1390 20:16 - نویسند: مذهبي تا کنون 343 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

شخصى براى خريد غلام به بازار برده فروشان رفت . عبدى را به او نشان دادند و گفتند: اين برده هيچ عيبى ندارد، جز آنكه سخن چينى است . او پذيرفت و عبد را با آن عيب خريدارى كرد و به منزل برد. بعد از گذشت چند روز آن عبد به همسر مولاى خود گفت : شوهرت تو را دوست نمى دارد و مى خواهد زن ديگرى بگيرد، اگر بخواهى من او را برايت سحر مى كنم به شرط آنكه چند تار از موهاى او را برايم بياورى ؟
زن گفت : چطور موى او را برايت بياورم ؟ غلام گفت : وقتى كه خوابيد با تيغ مقدارى از موهايش را قطع كن و بياور تا كارى كنم كه به تو علاقمند شود.!
سپس نزد شوهر او رفت و گفت : زن تو دوستى پيدا كرده و مى خواهد تو را به قتل برساند مواظب باش تا قضيه را بفهمى ، مرد خود را بخواب زده بود كه زن با تيغ وارد شد. مرد به گمان اينكه او قصد قتلش را دارد از جا برخاست و زنرا به قتل رسانيد.
اقوام زن كه از قضيه مطلع شدند، همگى آمدند و آن مرد را به قتل رساندند. قبيله آن مرد هم به مقابله با اقوام زن پرداختند و جنگ و جدال و قتل و خونريزى بين دو طايفه به راه افتاد و تا مدتها خصومت و درگيرى بين آنها وجود داشت (580).


فحش
17 دی 1390 18:19 - نویسند: مذهبي تا کنون 377 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

قال الله الحكيم : (و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبو الله ) (انعام : آيه 108)
:شما مؤ منان دشنام ندهيد كسانى كه غير خدا را مى خوانند كه آنان هم خدايتان را ناسزا و دشنام دهند.
پيامبر صلى الله عليه و آله : ان الله لا يحب الفحش و التفحش ‍ (581)
:خداوند بدزبانى و هرزه گوئى را دوست ندارد.
شرح كوتاه :
اظهار مطلب ركيك و قبيح و زشت ، با زبان آنرا فحش مى گويند. گوينده اش ‍ از حياء بى بهره و زبانش آلوده و ناپاك است .
حرمت فحش و آثار سوء آن بسيار است و همانند بعضى صفت ديگر رذيله خبائث ظاهرى از ناپاكى درون ظاهر مى گردد.
خداوند فحش دادن را دوست ندارد و مؤ من هم بدزبان نيست . دشنام شعبى از نفاق است و شيطان با گوينده اش مشاركت مى كند و سبب مى گردد تا به اين صفت سوء رفيقى براى خود درست كند. البته راههائى وجود دارد كه انسان بتواند جلوى بدزبانى را بگيرد، مانند نذر و قسم ، دورى از افراد هرزه گو؛ مشغول شدن به ياد خدا و مناجاتهاى عالى و اشعار اخلاقى و نظائر اينها(582)


عكس العمل امام عليه السلام
16 دی 1390 21:30 - نویسند: مذهبي تا کنون 393 نمایش و 0 نفر علاقه خود را اعلام نمودن  -  Like
comment

عمرو بن نعمان جعفى گفت : امام صادق عليه السلام را دوستى بود كه هر جا حضرت مى رفت از او جدا نمى شد. وقتى حضرت به محلى به نام حذائين مى رفتند، او و غلامش دنبال حضرت مى آمدند.
آن شخص ديد غلامش دنبالش نيست . تا سه بار توجه كرد او را نديد. مرتبه چهارم او را ديد و گفت : اى پسر زن بدكار كجا بودى ؟!
امام عليه السلام با شنيدن اين كلمه دست مباركش را بر پيشانى زد و فرمود: سبحان الله ، به مادرش اسناد بد دادى ، من ترا با ورع مى پنداشتم ، اكنون مى بينم ورعى ندارى . عرض كرد: فدايت شوم ، مادرش سنديه و مشترك است (مانعى از اين اسناد ندارد) فرمود: آيا نمى دانى كه هر امتى را نكاحى هست (583) از من دور شو!! راوى حديث گويد: ديگر او را نديدم با حضرت راه برود، تا اينكه مردن بين ايشان جدايى افكند(584).



1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 از صفحه
خبرنامه
نام:
ايميل:

جمع اوري كتاب نرم افزار مذهبي براي دانلود
نویسندگان
نظر سنجي
حتما نظر سنجي شركت كن
نظر شما درباره اين وبلاگ چطور است؟

نمايش
صفحات اضافی
آمار
شنبه، 8 بهمن 1390
آخرین بروزرسانی : چهار شنبه، 5 بهمن 1390
تعداد كل مطالب : 114
تعداد کل نویسندگان : 1
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 13
بازدید این ماه : 868
بازدید ماه قبل : 868
بازدید کل : 11646
آخرین بازید از وبلاگ : شنبه، 8 بهمن 1390

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

سایت خدماتی بیست تولز

تمام حقوق این وب سایت متعلق به وبلاگ مذهبي می باشد
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی کلوبلاگ
این سایت را حمایت می کنم

گوگل پلاس